جایگاه نرمش و مدارا در اخلاق مدیران و کارکنان در سیره نبوی

چکیده

امروزه در سازمان‌ها مفاهیم و رفتارهایی چون صداقت، درستکاری، امانت‌داری، عادلانه بودن و مدارا کردن را اخلاقی می‌خوانند. اهمیت بررسی اخلاق و شیوه‌های مداراتی در قلمرو مدیریت امور ـ اعم از بخش عمومی و خصوصی ـ در این است‌که در صورت درونی نشدن ارزش‌های اخلاقی در یک جامعه به‌طور عام و سازمان‌ها و نهادهای آن به‌طور خاص، قانون، مساعی، تدابیر دولت و دیگر لوازم و سازوکارها نیز کارایی و اثربخشی مطلوب را نخواهند داشت. در این مقاله با الهام از آیات قرآن و سنت پیامبر اکرم(ص) به‌منزله الگو و اسوه حسنه به ارائه راهکارهای عملی و مطلوب در جهت رعایت اخلاقیات و شیوه مداراتی در مدیریت اثربخش در جهت موفقیت سازمان‌ها ارائه می‌شود.

واژگان کلیدی: سیره نبوی، اخلاقیات، شیوه ‌مداراتی، اسوه حسنه، انسان معاصر، رفق.

طرح مسئله

خلقت یک مجموعه است. این مجموعه سازمانی است جوشان و متحرک که واحدها یا اجزای سازنده آن به ترتیب کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. هر جزء یا واحد، بر طبق نظامی خطاپذیر و در هماهنگی دائم، با خود و واحدهای دیگر مرتبط است. انسان در درون این مجموعه یک واحد تام  به‌شمار می‌آید و زندگی خاکی او یک دوره تحصیلی و گاه یک دوره درمانی محسوب می‌شود.

برای این واحد تام، اخلاقیات به‌منزله غذای روح و گاه به‌مثابه دارو به‌کار می‌آید. حقیقت زیباترین و والاترین ارزش خلقت است. علت وجودی اخلاقیات آن است‌که انسان با اخلاقیات به حقیقت تبدیل شود. (الهی، 1379: 15) شاید از این‌روست که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:بعثتُ بمکارم ِ الأ‌َخْلاق‌ِ و مَحاسِنها. (مهدوی‌کنی، 1375: 45) من از طرف خدا برای مکارم و محاسن اخلاق مبعوث شده‌ام.

امروزه جوامع به‌ویژه سازمان‌ها به‌دلیل روبرو شدن با مسائلی از جمله جهانی شدن، توسعه عدم تمرکز، مدیریت‌گرایی، افزایش روابط تجاری سازمان‌ها با یکدیگر، رشد مطالبات اجتماعی و درخواست فزاینده برای پاسخ‌گویی و مسئولیت اجتماعی از سوی مراجع قانونی و سیاسی و ...، نقش اخلاقیات سازمانی را در اثربخشی و کارایی سازمان برجسته ساخته است.

دورکیم، دین و جامعه را خاستگاه اخلاقیات خوانده است. عالمان دینی نیز بر خاستگاه الهی اخلاق تأکید دارند. فیلسوفان هم اخلاق را بر بنیاد عقل، نه دین صورت بسته‌اند. پیش‌فرض‌های جامعه‌شناسانه و روان‌شناختی نیز بر کارکردهای اخلاق تأکید دارند و معتقدند زندگی آسان‌تر و دلپذیرتر، ایجاد کمال، معنا، نظم، ثبات، امنیت، وحدت، تعادل و امید در فرد و جامعه به‌ویژه در سازمان‌ها منتج از کارکردهای فردی، سازمانی و اجتماعی اخلاق است. (تنهایی، 1389: 38) از سوی دیگر صاحب‌نظران معتقدند که أ‌ُفت اخلاق موجب تهدید اعتماد، انسجام، مشروعیت، حیات و دوام ساختارهای سازمانی، اجتماعی و سیاسی می‌گردد. (اسلامی ندوشن،1380: 13)

در گذشته چنین تصور می‌شد که توسعه واقعی سازمان‌ها و جوامع، انتقال یکی از عوامل سرمایه، تکنولوژی و آموزش از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه است. هرچند این عوامل اهمیت دارند، امروزه علم و هنر مدیریت مهم‌ترین عامل توسعه جوامع و سازمان‌ها در سطح جهان است. (Koontz, 1979: 415)

حال که چنین است باید اذعان کرد که هر سازمانی نمی‌تواند منابع فیزیکی و طبیعی و انسانی را به‌درستی با هم ترکیب کند تا اهداف سازمان تحقق یابد. مدیری می‌تواند سازمان را به اهداف آگاهانه خود برساند که افزون بر دانش و علم مدیریت، توانایی‌های رفتاری همچون اخلاق، اداره کردن، سعه صدر و روش و منش مداراتی را داشته باشد. در هر جامعه‌ای توانایی‌های رفتاری هر مدیر تحت‌تأثیر فرهنگ و اخلاق حاکم بر جامعه قرار دارد. در کشور ایران ـ که فرهنگ و ارزش‌های اسلامی حاکم است ـ سازمان‌ها و مدیران نیز تحت‌تاثیر ارزش‌ها و هنجارهایی در قالب اخلاق اسلامی می‌باشند.

در اندیشه اسلامی ضمن پذیرش تفاوت در بینش، منش و رفتار انسان‌ها همیشه به جامعه انسانی توصیه می‌کند که سرچشمه بسیاری از فضائل و مکارم اخلاقی، مدارا و رفتار منطبق با رفق و نرمش با دیگران است. واژه چند وجهی و چند منظوره مدارا کردن و رفق با دیگران نه‌تنها در قرآن به‌صراحت بیان شده است؛ بلکه در سنت پیامبر اکرم(ص) نیز به‌روشنی قابل مشاهده است. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: خداوند من را به رفق و مدارا با مردم امر فرمود؛ همچنان‌که به واجبات فرمان داده است.

در حدیث دیگری در مقام وصیت به امیرالمومنین(ع) می‌فرماید:یا علی! ثلاثٌ مَن لم تکنْ فیه لم یَقُم له عملٌ: ... و خلق یُدارِی بهِ النَّاس و ... . (ابن بابویه، 1385: 192)ای علی! سه چیز است‌که اگر در کسی نباشد عمل او استوار نمی‌گردد: ... و اخلاقی که به وسیله آن با مردم مدارا کند ... .

اهمیت مسئله مدارا از این حدیث دانسته می‌شود؛ زیرا عمل به آن با ادای واجبات هم‌سنگ شمرده شده و از قرینه مقابله استفاده می‌شود که همان‌گونه که ترک واجبات سبب بروز بسیاری از ناهنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی در زندگی مسلمانان می‌شود ترک شیوه مداراتی نیز این مشکلات را با خود به‌همراه خواهد داشت.

بایستی در فرهنگ حاکم بر کشور ما، پیامبر اکرم(ص) و رفتار ایشان راهنمای نظری و عملی جامعه باشد. آیه 21 سوره احزاب: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُول‌ِ اللَّهِ أ‌ُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» از پیامبر با ویژگی الگو و اسوه حسنه نام برده است. در حدیث «انّما بُعثت لأ‌ُتممَ مکارمَ الاخلاق» (محمدی ری‌شهری، 1386: 96 و 97) نیز می‌فرماید: من برای مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام. بنابراین مدیران و کارگزاران می‌توانند با به‌کارگیری سیره عملی آن حضرت به اثربخشی و کارکردی مطلوب در تحقق اهداف عالیه سازمان‌های امروزی فائق آیند.

این سؤال به ذهن می‌آید که چرا از بین ویژ‌گی‌های والای پیامبر اکرم(ص) سیره مداراتی آن حضرت را در این نوشتار مورد بحث و تأکید قرار داده‌ایم؟ در پاسخ به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) اشاره می‌شود:أ‌ُمرت بمداراةِ النَاس کما أ‌ُمِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ. (حرانی عاملی، 1389: 80) به مدارای با مردم فرمان یافته‌ام؛ همان‌گونه که به رسالت فرمان یافته‌ام. در حدیث دیگر پیامبر اکرم(ص) رفق و مدارا را محور همه خوبی‌ها می‌داند:من حُرمَ الرفقُ فقد حُرمَ الخیر کلُّه. (همان: 81)هرکس از مدارا محروم باشد، از همه نیکویی‌ها محروم شده است.اکنون با تأکید بر اخلاق مدیریت براساس سیره مداراتی پیامبر اکرم(ص) ابتدا به تعریف واژگان کلیدی و ضروری در این بحث می‌پردازیم.

الف) سیره نبوی

سیره یا سیرت در فارسی به‌معنای طریقه، روش، سنت، مذهب، خو، عادت، خُلق، ترتیب و انتظام است. سیره در اصطلاح به تاریخ جنگ‌های رسول‌الله(ص) چگونگی سلوک، رفتار، روش و اخلاقیات آن حضرت در عرصه‌های مختلف حیات فردی و اجتماعی، سیاسی و عبادی اطلاق شده است. (مطلبی، 1380: 15) سیره نبوی یعنی روش پیغمبر، شیوه‌ای که پیغمبر در عمل و در روش برای مقاصد خود به‌کار می‌برد. (مطهری، 1385: 49)

ضرورت مراجعه به سیره پیامبر در دو آیه زیر منعکس شده است:... وَأ‌َنْزَلْنَا إ‌ِلَیکَ الذِّکْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاس‌ِ مَا نُزِّلَ إ‌ِلَیهمْ ... . (نحل / 44)ما قرآن را به تو ای پیامبر! نازل کردیم؛ برای اینکه بیان تو درکنارش باشد و مجملاتش را برای مردم بیان کنی.مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. (حشر / 59)به آنچه پیامبر گفته و آورده، عمل کنید و از هر چه نهی کرده، خودداری کنید.

ب) اخلاق

اصطلاح اخلاق جمع خُلق و دارای معانی خوی، طبع، مروت و دین است و به تنهایی معنای خوب یا بد ندارد. اخلاق مجموعه‌ای از فرایندهای عینی معنوی است‌که در رشد خودِ واقعی دخالت تام دارد. ( فقیهی و رضایی منش، 1384: 28) در تعریف دیگر، اخلاق مجموعه‌ای از اصول و معیارهای رفتاری است‌که بر رفتار انسان و گروه‌ها تأثیر می‌گذارد. (الوانی و یعقوبی، 1382: 5) اخلاق صرفاً از پیدایش و خلقت انسان به‌وجود نیامده است؛ بلکه از خود سرشت آدمی نشئت گرفـته است. اصـول استدلال اخلاقی، ابزاری مفید برای جداکردن مؤلفه‌های خوب و بد از یکدیگر در تعاملات پیچیده انسانی است.

امروزه اصول اخلاقی تأثیر عمیقی بر بسیاری از حوزه‌های مدیریتی مدرن دارد که می‌توان به حوزه‌های کیفیت، منابع انسانی، منابع طبیعی، فرهنگ، بحران و ... اشاره کرد (اصفهانی و کاووسی، 1385: 111) شهید مطهری نیز اخلاق را علم و آیین و نرم‌افزار آداب‌دانی و اخلاق‌مندیِ علم چگونه زیستن می‌داند. (مطهری، 1362: 54) علم اخلاق از دیدگاه‌های گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است‌که این دیدگاه‌ها به‌طورکلی به سه دسته تقسیم می‌گردد: یک. اخلاق نظری یا فلسفه اخلاق؛ دو. اخلاق تطبیقی یا اخلاق مقارن؛ سه. اخلاق عملی یا روش اخلاقی.

بحث ما در این مقاله اخلاق عملی است. مقصود از اخلاق عملی، آداب و دستورهای خاصی است‌که در مسیر تزکیه و تهذیب، التزام به آنها ضرورت دارد و ما را از طریق عمل به هدف نزدیک می‌سازد. در طبقه‌بندی دیگر می‌توان اخلاق را به تناسب مسئولیت و مدیریت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... تقسـیم‌بندی کرد که این طبقه‌بنـدی بنا به موضـوع ما مـورد توجـه می‌باشد (مهدوی کنی، 1375: 15)

اگرچه عقل محور اساسی تکامل انسان است، این سؤال پیش می‌آید که چرا پیامبر(ص) اتمام مکارم اخلاق را محور بعثت خود دانسته است؟ به‌نظر می‌رسد از آن روی است‌که تکامل و تعادل عقل و ایمان و علم در یک جامعه، به میزان ظهور مکارم اخلاق در آن جامعه بستگی دارد و ارزیابی می‌شود؛ برخلاف آن سه ویژگی دیگر که تشخیص رشد واقعی و مطلوب آنها مشکل است.

ج) مدارا

مدارا که در نظم و نثر فارسی رواج دارد در اصل «مداراة» است به زیادت تای مصدری و در لغت به‌معنای رعایت کردن، صلح و آشتی نمودن، ملایمت، نرمی، رفق، خضوع و فروتنی آمده است. (دهخدا، 1374: 12 / 181 ـ 120) مدارا در زبان عربی از «دور» مشتق شده که مشتقات آن در معانی مختلف مانند حرکت، دایره، خانه، اداره و تدبیر امور به‌کار رفته است. (ابن‌منظور، 1408: 4 / 1411)

در قرآن کریم واژه مدارا ذکر نشده است؛ اما آیاتی بر این معنا دلالت دارد که به یکی از آنها اشاره می‌شود:فَبمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْب لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ ... . (آل‌عمران / 159)پس به (برکت) الهی، با آنان نرم‌خو و پرمهر شدی و اگر تندخو و سخت‌دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند؛ پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه ... .

پیامبر اکرم(ص) فرمود:إ‌ِنا مَعاشِرُ الأ‌َنبیاءِ أ‌ُمِرنا بمداراةِ النَّاسِ کما أ‌ُمِرنَا بأ‌َداءِ الفَرائِض. (مجلسی، 1403: 75/ 53)ما گروه پیامبران به مدارای با مردم امر شده‌ایم همان‌طورکه به واجبات امر شده‌ایم. در جای دیگری فرمود:مَن أ‌ُعطی حَظَّهُ مِنَ الرِّفق‌ِ أ‌ُعطی حَظُّه مِن خَیر‌ِ الدُّنیا وَ الآخِرةِ. (بخاری، 1904: 84)به هرکس که بهره‌اش از ملایمت و مدارا عنایت شده باشد، بهره‌اش از خیر دنیا و آخرت داده شده است.

از این مطالب برمی‌آید که مدارا به رفتار معقول، سنجیده، ملایم، مهربانانه و خردمندانه‌ای گفته می‌شود که برای رسیدن به هدفی بزرگ انجام می‌پذیرد؛ به‌عبارت‌دیگر مدارا منش خردورزانه‌ای است‌که در برخورد با اعتقاد ورزان و صاحبان اندیشه باید به انجام برسد. مدارا بر یک اصل اساسی و رکن رکین عقلانی استوار است‌که مورد پذیرش همگان و مورد توافق همه انسان‌های اهل خرد است و مورد تأیید اسلام نیز هست. آن اصل عبارت است از: «هر تدبیری برای دیگران می‌اندیشی ابتدا خود را به جای دیگران بگذار و سپس اجرا کن». این اصل برآمده از قرآن کریم و سنت معصومین(ع) است.

د) آسیب‌شناسی سیره مداراتی (ضرورت تشخیص حدود و ثغور)

با حدیثی از پیامبر اکرم(ص) به تعیین حد و مرز مدارا می‌پردازیم:رَأسُ العَقل‌ِ بَعدَ الإِیمان‌ِ بالله مُداراةُ النَّاس‌ِ فی غَیر تَرکِ حَق‌ٍ و ... . (حرانی عاملی، 1385: 68)سرلوحه عقل بعد از ایمان به خدا، مدارا کردن با مردم است تا جایی‌که حقی ضایع نشود. یکی از نکات با اهمیت تشخیص و تعیین حدود و ثغور کاربرد اخلاق مداراتی در مدیریت و برخورد با انسان‌های معاصر می‌باشد؛ چراکه رعایت نکردن این حدود و گرایش به افراط و تفریط در روش مداراتی ممکن است مدیریت را به پرتگاه تساهل بکشاند و به بی‌بندوباری و عدول از حق و حقیقت منجر شود.

در این مرحله به واژه «مداهنه» برای تشخیص مرز مدارا اشاره می‌شود. با توضیح مداهنه می‌توان حد و حدود مدارا را بهتر مشخص نمود. در متون اسلامی علاوه بر واژه مدارا، واژه مداهنه نیز به‌کار رفته است‌که به‌شدت از مداهنه با دیگران نهی شده است. مداهنه از دهن گرفته شده است و به‌معنای مصالحه، سازش و نرمش در حق به‌کار می‌رود. (راغب اصفهانی، بی‌تا: 172)

دهن یعنی روغن و ادهان به‌معنای روغن‌کاری است‌که اصطلاح فارسی آن «ماست مالی» می‌باشد. این واژه کنایه از نرمی و روی خوش نشان دادن در جایی است‌که نباید روی خوش و نرمی نشان داد. (طبرسی، 1379: 5 / 334) رفتار مداهنه‌گرانه به‌معنای کوتاه آمدن در حق، سازش، همرنگی با جماعت، عوام‌زدگی، پیروی و همراهی با جریان‌ها و تن دادن به باطل است. شاید مداهنه مترادف تولرانس و به‌معنای بردباری منفی باشد.

بنابراین مدارا نرمی با مردم، و مداهنه نرمی و کوتاه آمدن در برابر حقیقت است. انسان متعلق مدارا و حقیقت متعلق مداهنه است. در مدارا حقیقت قربانی نمی‌شود؛ بلکه امید دستیابی به آن هست؛ ولی در مداهنه حقیقت وجه‌المصالحه قرار می‌گیرد. مداهنه کوتاه آمدن در برابر دیگران است؛ اما مدارا یعنی کنار آمدن با دیگران. مدارا نزدیک کردن دیگری به حقیقت است و مداهنه عقب‌نشینی از موضع حقیقت و سازش با باطل است. (محمدی ری‌شهری، 1385: 376)

ﻫ) انسان معاصر و مدیریت

عصر ما را عصر سازمان و انسان معاصر را انسان سازمانی نام نهاده‌اند؛ انسانی که همه لحظات زندگی‌ خود را با سازمان درآمیخته و او را هیچ گریزی از سازمان نیست و برای بقا باید عضویت سازمانی را بپذیرد و شغلی را پیشه خود سـازد. (الوانی، 1370: 3) دانشمندان علوم اجتماعی، سازمان‌ها را نهاد اجتماعی می‌دانند و فعالیت اصلی سازمان‌ها را تعامل اجتماعی انسان‌ها شکل می‌دهد. برای هدایت صحیح تعاملات انسانی در جهت تحقق اهداف سازمان و غلبه بر مشکلات انسان سازمانی باید مسائل اخلاقی و حرفه‌ای کار مورد توجه و تأکید قرار گیرد.

در الگوی اقتصاد خرد، انسان امروزی را سودمندگرا می‌دانند. در این الگو هدف نهایی، کسب بیشترین سود می‌باشد و پاداش در قالب حداکثر منافع کالاها و خدمات مصرفی در برابر کمترین هزینه نیروی انسانی، سرمایه و مواد اولیه تعریف می‌شود. در این الگو مشکل این است‌که توزیع منابع و تحمیل هزینه‌ها ممکن است ناعادلانه باشد که می‌توان با رعایت اصول اخلاقی در سازمان‌ها و نهادها از این مشکل رهید. (هس‌ مر، 1377: 78)

دانشمندان تعاریف متعددی از مدیریت داده‌اند که به چند تعریف کوتاه بسنده می‌کنیم: کریتنر  مدیریت را فرایندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدف‌های سازمانی به شکل مطلوب از طریق استفاده موثر و کارآمد از منــابـع در یک محیط پویـا تعریف می‌کند. (ایران‌نژاد پاریزی، 1371: 18) یا در تعریف دیگری مدیریت عبارت است از علم و هنر یافتن و به‌کار گماردن شایـسته‌ترین افراد، تلفیق مساعی فکری و جسمی آنان و هماهنگ کردن این مساعی در جهت هدف یا هدف‌های مورد نظـر سازمان. (رضاییان، 1382: 6)

طبق این تعاریف هدف اصلی مدیریت ترکیب صحیح منابع فیزیکی، طبیعی، مالی و انسانی جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده سازمان می‌باشد. مدیران سازمان‌های کشورمان در جهت تحقق اهداف سازمان، باید به انسان سازمانی معاصر اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و چگونگی برخورد و رفتارشان با آنان را براساس سیره مداراتی پیامبر اکرم(ص) تنظیم نمایند.

شیوه رفق و مدارای پیامبر اکرم(ص)

رفق و مدارا در هرگونه رابطه و تعامل انسانی ـ اعم از رابطه و تعامل دو فرد، خانواده و مجتمع بزرگ انسانی (سازمان) ـ مهم‌ترین قاعده در سامان‌دهی و تنظیم درست روابط و تعامل‌هاست. این امر به‌صورت یک اصل اجتماعی در زندگی پیامبر اکرم(ص) و اوصیای آن حضرت مشهود است. رفق و مدارا در سیره اجتماعی رسول خدا نقشی مبنایی داشت و مایه قوام و دوام روابط و مناسبات صحیح اجتماعی بوده است؛ به‌عبارت‌دیگر هنر بزرگ آن پیام‌آور الهی در هدایت آدمی بر این اصل اساسی استوار بود و آن حضرت با رفق و مدارا توانست جامعه را متحول سازد.

مدارا بسیاری از فضیلت‌ها را در درون خود جای داده است؛ از قبیل شرح صدر، رفق، گذشت، فروتنی، اداره امور و پرهیز از جفا. این فضیلت‌ها مانند منشوری چند وجهی مدارا را در بر گرفته‌اند. (شکل شماره 1) مدارا با زیردستان و ضعیفان و نزدیک شدن به آنان، دردمند بودن به دردهای آنان و شادمانی به شادی ایشان و آمیخته بودن با آنان، بدون تأثیر پذیرفتن یا سازش نسبت به حق و اجرای عدالت از ویژگی‌های پیامبر اکرم(ص) است. (مطلبی، 1380: 153)

پیشرفت اسلام و گرایش هزاران انسان به این مکتب، در اثر مدارای پیامبر با انسان‌ها بود. مدیران سازمان نیز برای افزایش تعهد، وجدان کاری و احساس تعلق کارکنان نسبت به سازمان باید با شیوه مداراتی خود بر کارکنان اثر بگذارند و آنان را در بهتر شدن کارهایشان در سازمان برانگیزانند.

آن حضرت توانست با شیوه مداراتی خود جامعه خشن و کینه‌ورز آن روزگار را متحول سازد و در میان آنان پیوند و الفت برقرار کند و آنان را گرد هم آورد. (همان: 155) در سازمان‌های معاصر نیز مدیریت می‌تواند با درک رفتار مناسب، جو سازمانی مناسب را حاکم کند تا با ایجاد فضای صمیمی و انس و الفت بین کارکنان و مدیریت، بهره‌وری سازمان را افزایش دهد.

پیامبر اکرم(ص) در مسائل شخصی نرم و ملایم بود و با افراد مدارا می‌کرد؛ ولی در مسائل اصولی و کلی دین سازش‌کار نبود و در آنجا صلابت داشت و انعطاف‌ناپذیر بود. افراد قانون‌گریز را تنبیه می‌کرد و اجرای قانون را به مصلحت و منفعت جامعه می‌دانست. بعد از فتح مکه زنی از طایفه بنی مخزوم ـ که از اشراف قریش بود ـ دزدی کرد. هنگامی که حد اسلامی (بریدن دست) ثابت شد و زن اقرار کرد، سفارش‌ها از اطراف شروع شد و از حضرت خواستند از اجرای حد شرعی صرف‌نظر کند. حضرت فرمود: مگر می‌شود قانون اسلام را تعطیل کرد؟ (مطهری، 1362: 55) بنابراین مدارای یک مدیر تا جایی است‌که حقی تضییع نگردد و قوانین نیز نقض نشوند.

محمد بن اسحاق در سیره خود نقل کرده است: سعد بن عباده در روز فتح مکه در سال هشتم هجری این شعر را می‌خواند: أ‌َلیومُ یَومُ المَلحَمَةِ أ‌َلیومُ تَسْتَحِلُّ الحُرَمَةُ. یکی از یاران نزد رسول خدا رفت و گفت می‌ترسم امروز سعد علیه قریش دست به یورش بزند. پیامبر حضرت علی(ع) را مأمور ساخت پرچم اسلام را از او بگیرد و فرمود: تو پرچم را وارد شهر مکه کن، و فرمود: الیوم یوم المرحمة. بدین‌ترتیب جلوی هرگونه خشونت و تندی را گرفت؛ مگر در مورد کسانی که جای لطف و رحمت را بر خود باقی نگذاشته بودند. (ابن‌هشام، 1364: 32)

در بررسی سیره پیامبر اکرم(ص)، گاه به مواردی بر می‌خوریم که بعضی از اصحاب به ایشان اعتراض می‌کردند و کلمات نامناسب شأن ایشان بر زبان می‌آوردند؛ اما آن حضرت با بردباری تحمل می‌کرد. یکی از صفت‌های مهم یک مدیر، داشتن بردباری و توانایی ذاتی برای مقابله با مشکلات است.

مدیر باید مثل دریایی باشد که در درون آن انواع جانداران در حرکت و تلاشند؛ اما ظاهر آن همواره صاف و گسترده و با هیبت است و اگر لحظه‌ای بعضی از سیاهی‌ها یا کف‌ها بر سطح آن پدید آیند، خیلی زود امواج متلاطم و سرکش آنها را در خود فرو می‌برند و امواج سهمگین پی‌درپی با یکدیگر می‌آمیزند تا دریا به آرامش پر ابهت خود بازگردد.

پیامبر اکرم(ص) بدرفتاری و بی‌حرمتی نسبت به خود را ندیده می‌گرفت. کینه کسی را در دل نگاه نمی‌داشت و در صدد انتقام بر نمی‌آمد. روح نیرومندش که در سطح بسیار بالاتر از انفعالات نفسانی و عقده‌های روحی قرار داشت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می‌داد. (چراغ چشم، 1385: 33)

سرپوش نهادن و گذشت از خطاهای زیردستان یا همکاران یا ارباب رجوع در مراحلی زیبنده است؛ چون هرکسی در زندگی دچار خطا و اشتباه می‌گردد؛ همان‌طورکه سرپرست اداره دوست دارد که مافوق او در جاهایی از خطاهای او بگذرد و اشتباهاتش را نادیده بگیرد، خود او هم باید چنین شیوه‌ای داشته باشد. نکوهیده است‌که مدیر در پی عیب دیگران یا در فکر پرونده‌سازی برای آنان باشد. وظیفه مدیر در اینجا تذکر است؛ چون اغلب افراد خطاکار با تذکر دوستانه اصلاح می‌شوند.

موضوع دیگر قابل طرح در اخلاق مدیریت، مردم‌داری است؛ به این معنا که مدیر با زیردستان و ارباب رجوع مدارا کند و آنان را در توان و استعدادشان امر و نهی کند تا رنجیده خاطر نشوند؛ به‌ویژه در نظامی نظیر جمهوری اسلامی ایران که حکومتی مردمی است و ارکان آن را حضور مردم تشکیل می‌دهد. منظور از مدارای پیامبر با انسان‌های زمان خودش و همچنین انسان معاصر، این بوده که دستورهایش بیش از توان آنان نباشد و بتوانند به‌راحتی آن را به‌کار گیرند. (ابراهیمی، 1379: 81)

نتیجه

اهمیت و نقش اخلاقیات در مدیریت سازمان‌های امروزی بر کسی پوشیده نیست و ضرورت تقویت این مهم را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. با مدنظر قرار دادن این امر که ارزش‌ها و باورهای جامعه ما ریشه در اصول و مبانی اساسی دین مبین اسلام دارد مدیران و کارگزاران سازمان‌های کشور می‌توانند با الگوبرداری صحیح از سیره مداراتی پیامبر اکرم(ص)، اخلاقیات را در سازمان‌های خود حاکم سازند و با به‌کارگیری درست الگوی رفتاری آن حضرت امکان ایجاد سازمان‌های تعالی‌طلب و اثربخش را محقق سازند.

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. ابراهیمی، محمدحسین، 1379، مدیریت اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چ دوم.

3. ابن بابویه، علی بن حسین، 1385، الخصال، ج 1، ترجمه یعقوب جعفری، تهران، اندیشه هادی.

4. ابن‌منظور، جمال‌الدین ابوالفضل محمد بن مکرم، 1408 ق، لسان العرب، بیروت، دارالحیاء العربی.

5. ابن‌هشام، 1364، زندگانی پیامبر اسلام، ترجمه سید هاشم رسولی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چ دوم.

6. اسلامی ندوشن، محمدعلی، 1380، «افت اخلاقی»، فصلنامه هستی، تهران، ش 2.

7. اصفهانی و کاووسی، 1385، «دین و اخلاق در برنامه‌ریزی فرهنگی»، مجموعه مقالات همایش مهندسی فرهنگی، تهران، شورای عالی انقلاب فرهنگی.

8. الوانی، سید مهدی و نورمحمد یعقوبی، 1382، «مدیریت دولتی و ضرورت تقویت زیرساخت‌های اخلاقی» فصلنامه مطالعات مدیریت، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، ش 39 و 40.

9.  1370، «نگاهی دیگر به انسان سازمانی معاصر»، فصلنامه مطالعات مدیریت، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، ش 1.

10. الهی، بهرام، 1379، طب روح: اخلاق اصیل، ترجمه گروه مترجمین، تهران، جیحون.

11. ایران‌نژاد پاریزی، مهدی، 1371، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، تهران، مؤسسه بانکداری ایران، چ اول.

12. بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، 1904 م، صحیح بخاری، بیروت، دارالمعرفة.

13. تنهایی، حسین، 1389، درآمدی بر مکاتب و نظریه‌های جامعه‌شناسی، مشهد، مرندیز تهران.

14. چراغ چشم، عباس، 1385، سیره و کلام پیامبر اعظم(ص)، تهران، تعلیم و تربیت اسلامی، چ پنجم.

15. حرانی عاملی، ابومحمد حسن بن علی بن الحسین، 1389 ق، تحف‌العقول عن آل‌الرسول، بیروت، مؤسسة الاعلمی.

16. دهخدا، علی‌اکبر، 1373، لغت‌نامه، زیر نظر جعفر شهیدی، تهران، دانشگاه تهران.

17. راغب اصفهانی، بی‌تا، المفردات فی غریب القرآن، تهران، دفتر نشر کتاب.

18. رضاییان، علی، 1382، اصول مدیریت، تهران، سمت، چ چهاردهم.

19. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، 1379 ق، مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، بیروت، دارالأحیاء.

20. فقیهی، ابوالحسن و بهروز رضایی‌منش، 1384، «اخلاق اداری»، فصلنامه مطالعات مدیریت، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، ش 47.

21. مجلسی، محمدباقر، 1403 ق، بحارالأنوار، بیروت، دارالوفاء.

22. محمدی ری‌شهری، محمد، 1386، پیامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بیت، قم، دارالحدیث.

23.  1385، پیامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بیت، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، چ اول.

24. مطلبی، سید ابوالحسن، 1380، سیره نبوی، تهران، کلیدر، چ اول.

25. مطهری، مرتضی، 1362، آشنایی با علوم اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

26.  1385، سیری در سیره نبوی، تهران، صدرا، چ چهل و یکم.

27. مهدوی‌کنی، محمدرضا، 1375، نقطه‌های آغـاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ ششم.

28. هس مر، ال. تی.، 1377، اخلاق در مدیریت، ترجمه سید محمد اعرابی و داوود ایزدی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

29. Koontz, Harold, 1979, «A model for analyzing the universality and transferability of management», Academy of management Journal.

حسین صفرزاده/ عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز.

شبیب جویجری/ دانشجوی دوره دکتری تخصصی مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور مرکز تهران.

مهدی شهبازی/دانشجوی دوره دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی واحد علوم و تحقیقات تهران

منبع: فصلنامه پژوهشی در اخلاق شماره 7 و 8

/ 0 نظر / 113 بازدید